چه کسی آنلاین است؟

ما 67 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

تربیتی

شنبه, 23 دی 1396 ساعت 07:22

شگفت انگیزها در کلام مولا

رویش_تربیتی

نوشته شده توسط

امیرالمومنین علی علیه السلام:امیرالمومنین علی علیه السلام:
در شگفتم از #بخيل، به سوي فقري مي شتابد كه از آن گريزان است و سرمايه اي را از دست مي دهد كه در جستجوي آن است در دنيا چون تهيدستان زندگي مي كند اما در آخرت چون سرمايه داران -محاكمه مي شود.
-در شگفتم از #متكبري كه ديروز نطفه اي بي ارزش و فردا مرداري گنديده خواهد بود
-در شگفتم از آن كس كه #آفرينش_پديده ها را مي نگرد و در وجود خدا ترديد دارد. ?در شگفتم از آن كس كه #مردگان را مي بيند و مرگ را از ياد برده است
-در شگفتم از آن كس كه #پيدايش_دوباره را انكار مي كند در حالي كه پيدايش آغازين را مي نگرد
-و در شگفتم از آن كس كه #خانه_نابودشدني را آباد مي كند اما جايگاه هميشگي را از ياد برده است.
نهج البلاغه، حکمت 126

یکشنبه, 19 آذر 1396 ساعت 06:09

رویش_تربیتی

پنهان کردن نقاط ضعف

نوشته شده توسط

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.   پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.  پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند.  اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر از پادشاه نقاشی کرد.  نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده!!!
 چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؟؟؟ 
پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان... 
علی محمدی

یکشنبه, 19 آذر 1396 ساعت 05:47

رویش_اخلاقی

کبابی که طعم خون می دهد

نوشته شده توسط

گر به فرض، برای شما امکان سخن گفتن با یک «جنین» بوجود آید، دنیای خودتان را چگونه به او معرفی می کنید؟گر به فرض، برای شما امکان سخن گفتن با یک «جنین» بوجود آید، دنیای خودتان را چگونه به او معرفی می کنید؟جنینی که وسعت دنیای او خلاصه شده در «رحم مادر» و غذای او محدود شده به «خون مادر» و هیچ ابزاری برای درک دنیای ما ندارد.?اگر از تمام دنیای خودتان تنها بخواهید خوردنی ها و نوشیدنی هایش را به او وصف کنید چه خواهید گفت؟اگر به او بگویید که اگر به دنیا بیایی میوه های رنگارنگ مثل «پرتغال» «سیب» «موز» و... و غذاهای لذیذی همچون «کباب» و «مرغ بریان» و... در انتظار توست.آیا او چیزی از حرفهای شما را متوجه خواهد شد؟ ? قطعا خیرچون تنها چیزی که درک کرده «خون مادر» بوده و بس.?پس شما ناچارید از همان استفاده کرده و بگویید: تو در دنیا «خون غلیظ» خواهی خورد و اصلا در «دریای خون» شنا خواهی کرد.♦️«کباب» کجا و «خون» کجا؟ اما شما چاره دیگری ندارید.?حال ما که در دنیا هستیم و از عالم آخرت بی خبر، چقدر شبیه «جنین» است.آنچه دیده ایم و شنیده ایم و درک کرده ایم، همه در حد همین دنیا بوده و فراتر از آن را درک نکرده ایم.♦️حال، اگر انبیای الهی بخواهند نعمتها عالم آخرت را به انسانی که محدود در «دنیا» شده که در میان عوالم، «پست ترین» عالم هاست و غذای او همین «غذای دنیایی» است. و هیچ از عالم آخرت نمی داند. چه باید بکنند؟؟؟انسانی که ابزار درک عالم آخرت را ندارد آیا توان درک آن عالم را خواهد داشت؟؟؟? قطعا خیرپس ناچارند در حد درک ما سخن بگویند.«باغهایی که نهرها در آن جاری است»، «شراب طهور»، «حور» «نهر عسل» و...اما آیا واقعا نعمتهای بهشتی، این چنین اند؟؟؟♦️چقدر ما و جنین شبیه یکدیگریم!!!برای جنین «کباب» دنیا را به «خون» تشبیه کردند.خون کجا، کباب کجا؟؟؟برای ما بهشت را به «باغ و بستان» و «نهر عسل» و ... تشبیه کردند.نهر عسل و باغ کجا، بهشت کجا؟؟؟?جنین با چشیدن طعم «کباب»، چه حسی به طعم «خون» پیدا خواهد کرد؟؟؟اگر انسان طعم بهشت را بچشد، چه حسی به خوردنی های دنیا خواهد داشت؟؟؟♦️فاصله از کجا تا به کجاست؟؟؟آیا این مطلب همان سخن زیبای پیامبر رحمت ص نیست که فرمود:در بهشت، نعمتهایی است که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه حتی به قلبی خطور کرده
مجید نقی لو#یادداشت_سردبیر

یکشنبه, 19 آذر 1396 ساعت 05:44

رویش_اخلاقی

غیبت، تعفنی که عادی شده است

نوشته شده توسط

یغمبر اکرم ایستاده بودند یک کسى را که حد رجمِ زنا را بر او جارى میکردند، میدیدند؛ بعضى‌ها هم ایستاده بودند؛ دو نفر با همدیگر حرف میزدند؛ یغمبر اکرم ایستاده بودند یک کسى را که حد رجمِ زنا را بر او جارى میکردند، میدیدند؛ بعضى‌ها هم ایستاده بودند؛ دو نفر با همدیگر حرف میزدند؛ ♦️یکى به یکى دیگر گفت که مثل سگ تمام کرد و جان داد - یک همچین تعبیرى - بعد پیغمبر به سمت منزل یا مسجد راه افتادند و این دو نفر هم همراه پیغمبر بودند. توى راه که میرفتند، رسیدند به یک جیفه‌ى مردارى - به یک مردارى، حالا جسد سگى بود، درازگوشى بود، هر چى بود - که مرده بود و آنجا افتاده بود.?پیغمبر به این دو نفر رو کردند و گفتند: گاز بگیرید و یک مقدارى از این میل کنید. گفتند: یا رسول‌اللَّه! ما را تعارف به مردار میکنید؟! ?فرمود: آن کارى که با آن برادرتان کردید، از این گاز زدن به این مردار بدتر بود. حالا آن برادر کى بوده؟ برادرى که زناى محصنه کرده بوده و رجم شده و اینها درباره‌اش آن دو جمله را گفته‌اند و پیغمبر اینجور ملامتشان میکند! زیادتر نگوئید از آنچه که هست، از آنچه که باید و شاید. ♦️منصف باشیم؛ عادل باشیم. اینها آن وظائف ماست. ☄️اینجور نیست که ما چون مجاهدیم، چون مبارزیم، چون انقلابى هستیم، بنابراین هر کسى که از ما یک ذره - به خیال ما و با تشخیص ما - کمتر است، حق داریم که درباره‌اش هر چى که میتوانیم بگوئیم؛ نه، اینجورى نیست. بله، ایمانها یکسان نیست، حدود یکسان نیست و بعضى بالاتر از بعضى دیگر هستند. خدا هم این را میداند و ممکن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لکن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، باید این اتحاد و این انسجام حفظ بشود و این تمایزها کم بشود.

مقام معظم رهبری

قسمت اولقسمت اول
راهبردهای زیر نمونه ای از فعالیت هایی است که می تواند برای تربیت دینی کودکان مورد استفاده قرار بگیرد:
1⃣ توجه والدین به آموزه های دینی:
? کودکان والدین خود را بدون قید و شرطی مخصوصا در سالهای ابتدایی زندگی می پذیرند، از رفتارهای آنها الگوبرداری می کنند و سعی می نمایند از این طریق حمایت و توجه والدین را به خود جمع کنند. توجه مداوم والدین به مسائل دینی و عبادت ها ( نماز به موقع، نماز با کیفیت، توبه، توجه به حلال و حرام، نگاه، سخن و ... ) عامل موثری در تثبیت آموزه های دینی در کودکان است.
محمدینشریه خانه خوبان

یکشنبه, 14 آبان 1396 ساعت 09:24

شادی غمزدگان

نوشته شده توسط

 زنِ درمانده، از چند کوچه پر از برف گذشت و خود را به درِ خانه «حاج شیخ» رساند. آیت الله  حاج شیخ عبد الکریم حائری یزدی ( متوفای 1315ش) معروف به «حاج شیخ»، بنیانگذار حوزه علمیه قم و مرجع تقلید شیعیان را همه می شناختند. زنِ درمانده می دانست که خود شیخ هم مانند عنوان (حاج شیخ) و زندگی اش دنیایی از صفا، صمیمیت و سادگی است، به گونه ای که به خود اجازه می داد حتی در یک نیمه شب برفی به در خانه او برود. 
?کوبه در که نواخته شد، خدمتکارِ حاج شیخ در را به روی زن گشود. زن سلام داد و گفت: همسرم بیمار است. زغال هم برای گرم کردن کرسی نداریم. چاره ای نداشتم، جزاین که دراین وقت شب به در خانه حاج شیخ بیایم! خدمتکار گفت: حاج شیخ الان خواب است و استراحت می کند. تازه چیزی هم در خانه برای کمک کردن نداریم! 
♦️زن با نا امیدی تمام از راهی که آمده بود برگشت. حاج شیخ که با صدای کوبه در بیدار شده و حرف های زن را شنیده بود، از خدمتکارش گلایه کرد که چرا با بی توجهی، او را دست خالی برگردانده است. بعد هم عبا را به دوش انداخت و به همراه یک نفر که خانه آن زن را می شناخت بیرون رفت. 
?ساعتی بعد با پی گیری های حاج شیخ، پزشک بر بالین مرد بیمار حاضر شد. دارو و زغال  از راه رسید و با توصیه حاج شیخ تا بهبودی کامل مرد، نیمی از گوشت مختصری که برای خانه اش خریده می شد، به آن خانواده اختصاص یافت.  
?زنِ درمانده که اشک شادی در چشمانش حلقه زده بود و زیر لب، حاج شیخ را دعا می کرد تا دم در او را بدرقه کرد. او بارها ماجرای دستگیری امام علی(ع) و دیگر امامان(ع) از درماندگان در نیمه های شب را شنیده بود. امشب همه  آنها در ذهنش زنده شده بود!

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Black Blue Brow Green Cyan

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family