چه کسی آنلاین است؟

ما 62 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

رویش بصیرتی

مرفهین ِ بے درد اینها بودند !

یکشنبه, 19 آذر 1396 ساعت 06:20 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

غرق ِنعمت !!اخلاص ...ایمان ...مقاومت ... شجاعت ... و ... و...

می‌گفت من برای کار در منزل طلبه ها و افراد مستحق پول نمی گیرم!
در نجف روال زندگی هادی ذوالفقاری همین بود. یا درس می خواند یا برای افراد مستحق لوله کشی آب انجام میداد.یکبار گفتم: آخه پسر این چه کاریه؟تو پول بگیر ولی کمتر. تو پس فردا به این پول احتیاج پیدا می‌کنی.نگاهی به چهره من انداخت و گفت: حرفی که میزنم تا زنده ام نقل نکن.من هر زمان احتیاج به پول داشته باشم خود مولا مرا کمک می کند.
یکبار از تهران زنگ زدند و پول میخواستند. مادرم یک میلیون تومان پول می خواست.شب طبق معمول رفتم حرم. کنار ضریح بودم که یک نفر صدایم کرد و گفت: این پاکت مال شماست.فکر کردم مربوط به حوزه است. وقتی برگشتم پاکت را باز کردم. یک میلیون تومان پول داخل آن بود....
شهید هادی ذوالفقاری

خواندن 69 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
کد: 389
Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Black Blue Brow Green Cyan

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family